اشعار عید ولایت و اخوت - 13

خرید بک لینک
اشعار عید سعید غدیر خم 14************************جواد پرچمیمینویسم غدیر از اول از سراج المنیر از اولتو همان مستجار هستی و من من همان مستجیر از اولدل به بیگانه ای نبستم من بر تو بودم اسیر از اولپدر خاک حضرت افلاک همنشین فقیر از اولسفره ی تو ندید عمری جز نمک و نان و شیر از اولاز تو من را گناه دورم کرد دست من را بگیر از اولگرچه روز غدیر امضا شد بودی آقا امیر از اولبا ولای توام تا آخر همه پای توام تا آخر می شود غرق آفتاب شدن سر به یک ثانیه شراب شدنصد و ده سال از شراب نجف میشود خورد تا خراب شدنبس که بخشیدی از کرم چه کنم ؟ ما به غیر از خجالت آب شدنما نداریم حاجتی غیر از خاک نعلین بوتراب شدندر دعاهای ما بحق علی است شرط اصلی مستجاب شدن چون غدیر است یا علی صد و ده لعنت ما برای سیصد و ده ای یدالله فوق ایدیهم اسد الله فوق ایدیهمدر قنوت شبت خدا می گفت دست دلخواه فوق ایدیهمروی دست پیمبری یعنی ولی الله فوق ایدیهمچشم بد دور از تو می ماند فاطمه وان یکاد می خواند پَر مهیاست بام می خواهند این خلایق امام می خواهندروی بال پیمبر باران دست ها التیام می خواهندقرن ها میشود تمام بشر از ولایت پیام می خواهنداین جماعت کنار ایوانت یک جواب سلام می خواهندپس مزن گوشه ای مرا آقا که سلاطین غلام می خواهندبیت ها در غدیر بی تابند همه ختم الکلام می خواهند **پا اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار عید سعید غدیر خم 15************************حسن لطفیآتش گرفت هرکه مِی از این سَبو کشیددیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشیدمدحِ تو را نمی شود آسان سرود و گفتباید که دست یکسره از آبرو کشیدآئینه ای گرفته خدا در مقابلشفرمود یا علی و تو را مو به مو کشیدخود را که دید عینِ خودش را ظهور دادیک یا علی و یکصدوده بار هو کشیدما را رها نمیکند آن قوسِ اَبروانباید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشیدای شاه بیتِ عشق وزیزی مبارکتبسم اله ای امیر امیری مبارکتما باختیم پیش تو دارو ندار بازما را نوشتهاند از اول قُمار بازدستِ حسن حسین و اباالفضل تیغِ توستاین خانواده اند همه ذوالفقار بازوقتی که چرخ میزند این تیغ رحم کنخورشید را که در نرود از مدار بازپیداست از حرارتِ لا سیف گفتنشجبریل دیده است کمی تار و مار بازچشم تو است جامع الاضدادِ اهلبیتوقت سلام رحمت و وقت شکار بازتا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شدروحی لک الفدایِ پیمبر بلند شدنقش تو بود و تیشه ی پیکر تراش هایاد تو بود در سَرِ مرمر تراش هااز در شروع شد و همه ی قلعه را شکستدستِ تو بود و حیرتِ خیبر تراش هاحجاج در طواف تو حلاج می شوندقربانیان خانه ی تو سر تراش هامولا تویی به بیعتِ بیعت شکن چکارمولا تویی به رغم…سه سرور تراش هابر چشم ابرویت چقدر خوش نشسته استانگار اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار عید سعید غدیر خم 16************************قطره ای بودم وچکیده شدمسمت دریای تو کشیده شدمبارهاست سنگ عاشقی خوردمباز اطراف عشق دیده شدماشهدصبح وظهروشام توامکز روی ماذنه شنیده شدمتا که وحی ترا به شانه نهممثل جبیریل آفریده شدماز درخت ولایت طوبیمثل یک سیب سرخ چیده شدم چارده قرن من نمک زادماز اهالی حیدر آبادم آب پیدا شده نگاه کنیدچشمه دریا شده نگاه کنیدوقت وقت نزول دادن من ……کنت مولاه شده نگاه کنیدتا دوباره همه طواف کنندکعبه ای پا شده نگاه کنیدپسر حضرت ابی طالبشاه دنیا شده نگاه کنیدکوری چشم های آن سه نفرعلی آقا شده نگاه کنید یاعلی یاابالحسن ای شاهاشهدانک ولی الله به نگاهت کمی نقاب بدهفرصتی هم به آفتاب بدهتا رطب های من شود بادهنخل جان مرا شراب بدهکمی از زیر پای سجاده اتتا شود تربتم تراب بدهاز خودت از بیان شرح خودتدست پیغمبران کتاب بدهتا که امشب جهان فدات شودبه جهان حق انتخاب بدهای بزرگ شگفت ناپیداای امیر شریف بی همتاآفتاب عشیره ی مجنونقبله گاه قبیله ی لیلاپادشاه حجاز و نان بر دوشزخمی بار کیسه ای خرماما کجا و زیارتت خورشیدتو کجا و کوچه های این دنیاتندتر میزند به نام شماتبش قلب حضرت زهرانام تو فتح باب پیغمبردر حوالی لیله الاسرانام تو نیل می شکافد بازنام تو زهره میدرد هرجانام تو میشود رجز وقتیتیغ عباس میکند غوغامادرم گفت جای اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار عید سعید غدیر خم 17************************محــمد جواد غفور زاده(شفق)تو را تا دیده ام محو جمال کبریا دیدمتو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدمتو را در سجده ی باران و بر سجّاده ی صحرابه هنگام قنوت برگ ها، در «ربّنا» دیدمتو در هفت آسمان سیر و سفر می کردی امّا منتو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدمکنار «حجر اسماعیل» در سرچشمه ی زمزمصفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم«تو را دیدم که می چرخید گرد خانه ات کعبهخدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم»تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبرتو را مولود کعبه، قبله ی اهل ولا دیدمتو را فرمان بر «یا ایها المدثر» از اولتو را «السابقون السابقون» از ابتدا دیدمتو را پابند پیمان الست از مطلع هستیتو را عاشق ترین دلداده ی «قالو بلا» دیدمتو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنی آدم»که سیمای تو را آیینه ی ایزدنما دیدمتو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء»تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدماگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضاسرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدمنه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّلتو را هم عهد و پیمان به تمام انبیا دیدمسلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگین بخشیتو را روح قناعت، اسوه ی فقر و غنا دیدمزدی خود را به آب و آتش ای شمس جهان آراتو را پروانه ی پیغمبر از غارحرا دیدمبه جولانگاه احزاب و نبرد خند اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار عید سعید غدیر خم 18************************محــمد جواد شیرازیمستجیرٌ بکم… سلام آقا، ناجی انبیا علی جانممهبط الوحی، معدن الرحمه، یا أخَ المصطفیٰ علی جانممستم و حالت طرب دارم، میل بوسیدن عنب دارملائذٌ عائذٌ… به لب دارم، أنتَ کهفُ الوریٰ علی جانمبا دلی پر گناه آمده ام، باز هم رو سیاه آمده امبه امید پناه آمده ام، مَن أتٰکُم نَجیٰ علی جانمعصمه المؤمنین امین الله، شاه اهل یقین امین اللهآبروی همین امین الله، آبروی دعا علی جانممدح تو بر لسان جبریل است، بین تورات بین انجیل استبین قرآن سخن به تفصیل است از تو یا مرتضی علی جانمگرچه آلوده ام ولی گفتم، در نجف بی معطلی گفتمصد و ده بار یاعلی گفتم، ذکر مشکل گشا علی جانمجلوه ی پنج تن شما هستی، قل هو الله من شما هستیاولین بت شکن شما هستی، قاتلُ الأشقیا علی جانمای نمایانگر مسیر از چاه، بی تو هر بنده می شود گمراهنقطه ی تحت باء بسم الله، زوج خیرالنسا علی جانمشاکرم در دلم تو را دارم، بین آب و گلم تو را دارمگرچه من سائلم تو را دارم، همنشین گدا علی جانملالم از گفتن ثنای شما، پدر و مادرم فدای شماهر چه دارم همه برای شما، لَکَ روحی فِدا علی جانمهادیِ راه سر به راهم کن، تو فقط لحظه ای نگاهم کنبرده ات می شوم سیاهم کن، همدم برده ها علی جانمبه قلم میخورم قسم، به کتاب… سائلت را نمی کنی تو جوابتَرْزُقُ مَنْ تَشَا بِغ اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار عید سعید غدیر خم 19************************ظهردم بود و برکه هم تشنه؛ برکهای که تب بیابان داشتدل او مثل تکه های سفال؛ اشتیاق نمازباران داشتظهر یک روز آفتابی بود ؛ برکه پلکی زد و نگاهش رفتباز هم تا به انتهایکویر؛ حسرت جانگداز آهش رفتآه من برکه نگاهتوام؛ من به جز چشم تو نمی نوشمتا نیایی و هم دممنشوی؛ به خدا لحظه ای نمیجوشمآه من برکه هاییعقوبم؛ که به دشت فراق جاری شدمن همان رود نیلموسایم؛ که به سمت عراق جاری شدمن همان برکه نمکگیرم؛ کز سر سفره ات نمک خوردممن کویر حجازیصبرم؛ که به شوق شما ترک خوردمبرکه از درد و دل لبا لببود؛ برکه آن روز در تلاطم بودبرکه آن روز فکر آبنبود؛ فکر یک برکه پر از خم بودظهر زیبای روزنوروزی، باز پلکی زد و نگاهش رفتنه ولی مثل اینکه این دفعه، صد و ده بار سوز آهش رفتماه او در حوالیخورشید، با هزاران ستاره می آمدبشنو و شک نکن صدایخدا، از سر هر مناره میآمداشهد ان ذاتهمستور؛ اشهد ان نوره منشوراشهد ان مومنونبه؛ اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار ولادت امام صادق علیه السلام -4************************وحید قاسمیزمین به لرزه درآمد،شکست کنگره ها رها شدند خلایق ز بند سیطره ها شبی که آتش آتشکده فروکش کردشبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها صدای همهمه ی موبدان زرتشتی هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها شب ولادت فرخنده ی بهاری سبزشب وفات زمستان سرد دلهره ها دوباره نوروطراوت به خانه ها آمدنسیم آمد و وا شد تمام پنجره هاجهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکاتنثار مقدم پر خیر و برکتش صلواتستاره ها به نگاهی شدند سلمانشمنجمان ِ مسلمان ِ برق چشمانشزانبیاء الهی که رفته تا معراج؟به غیرازاو که ملائک شدند حیرانشمقام بندگی اش را کسی نمی داندپیمبران اولوالعزم مات ایمانشبساط ذکر سماوات را به هم می ریختنمازنیمه شب و شور صوت قرآنشاویس های قرن را ندیده عاشق کردتبسم لب ِ داوودی ِ غزل خوانششفیع روز جزا گشت وحضرت حق داد به دست پاک محــمد کلید رضوانشامیرو قافله سالارکاروان ِ نجاتنثار مقدم پر خیروبرکتش صلوات مسیح مکه شد و نبض مرده را جان دادبه مرگ دخترکان قبیله پایان داد خرافه های عرب را اسیر حکمت کردبه جای تیغ جهالت، به عشق میدان داد نمازشکر سپیدارها چه دیدن داشت! همان شبی که سپیده اذان باران داد نبی ست پیر خرابات و ساقی اش حیدردر ابتدا به علی او شراب عرفان داد تب اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار ولادت امام صادق علیه السلام-6************************ باز عطر عود و عنبر می رسدیا شمیم موی دلبر می رسدصبح امید و سعادت جلوه گراز حجاز نور گستر می رسدساقی صحبای نور و معرفتبا خم توحید و ساغر می رسدبهر تبریک از فلک خوش حا ل وشادهر ملک با در وگوهر می رسدهفده ماه ربیع الا ول استمصطفی با شوکت وفر می رسدبر امامت صادق ال نبیاز تبار پاک حیدر می رسداین تقارن را چه زیبا مژده ایاز بهار سبز کوثر می رسد حمیدکریمی************************یک طرف قبری گلستان و همه غرق سروریک طرف قبری خراب و بی چراغ و شمع و نور هـر یکی در صحن زیبـای نبی در حـال سورلیک یـک سـو قبـر بی زائــر مـزاری بی عبـور میشود دیگـر نگویی چشمتـان باران چرا ؟!بـگــذرم از ایـن پـریـشـان خـاطـری آسـان چـرا در شـب جـشـن امـامـم قبــر او ویـران چراصحن پیغمبـر بهشت و صحن مولا سوت و کور گنبــد سبــز رسول الله ، غـوغـا می کـنــدمرقـد او هر کسی را مست و شیـدا می کنـد هرکه باشد در کنارش عقده را وا می کنــدزائـــران صـــادقــش بـایــد از او بـاشـنـــد دور دور تـا دور پـیـمـبـر مـردمـان، خـیـل وسیعگــرد او پــروانـــه وار و نـیـسـت ایـن امــر بدیع زائـری هـر چنـد اندک هـم نبـاشد در بقیعشـایـد آنـجـا مـهـدی صـاحب زمـان اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 16:48

اشعار شهادت امام رضا علیه السلام-8************************ آی فاطمه ی قم سرت سلامت بادبرادرت وسط کوچه ها زمین افتادیگانه بانوی قم کوکب امام رضافدای گریه ات ای زینب امام رضانشد که سایه بر آن سایه ی سرت بدهینشد که آب به دست برادرت بدهیمیان حجره نفس زد تو را صدا بزندهزار شکر ندیدی که دست و پا بزندنشد اگرچه که پایین پاش گریه کنینشد اگر که بیایی براش گریه کنیچقدر عرض ادب خیل مرد و زن کردندقسم به تو که عزیز تو را کفن کردندامان ز خواهر سلطان کربلا زینبرسید پیش سلیمان کربلا زینبرسید و دید که انگشتر برادر نیستبه غیر شمر کسی بر سر برادر نیستتا تیر و نیزه بر بدن پادشاه رفتبر روی پیکر و تن تو یک سپاه رفتبا بغض و کینه آمد و بر پشت او نشست اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

اشعار شهادت امام رضا علیه السلام-15************************ دلم خوش است، امام رئوف ایرانی استاگرچه، در همه عرش و فرش سلطانی استعنایتی به خراسان شده، ز جانب حقهوای مشهد ایران، هماره عرفانی استقدم به خاک خراسان، نهاده و دیدمفضای شهر مقدس، لطیف و روحانی استامام ضامن آهو، به ما نظر داردفدای آن نگه مست او که نورانی استبه زائران حرم، لطف ویژهای داردبه چشم دل نگری، بار عام و مهمانی استکبوتران حرم، ذکر یار میگویندبه گوش جان شنوی، آیههای رحمانی استدلِ شکسته زائر همیشه کارگشاستز شوق دیده زوار اوست، بارانی استفرشتههای خدا، زائران آن حرمنددر آن میانه، فیوضات ناب و پنهانی استبه سایهسار ولایت، امید بسته دلمعزیز و رهبر ایرانزمین خراسانی استبه چشم دل، به تماشا نشین، به بالاسربه ب اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

صفحه بندی